محیط دوگانه ی انتشار Reviewed by Momizat on . * بسم الله الرحمن الرحیم * فرمول اصلی "F x C^2 = E x a" تنها در این محیط و محیط های نسبیتی برقرار است. زیرا در محیط های کلاسیک انرژی نداریم و در محیط تاکیونی بر * بسم الله الرحمن الرحیم * فرمول اصلی "F x C^2 = E x a" تنها در این محیط و محیط های نسبیتی برقرار است. زیرا در محیط های کلاسیک انرژی نداریم و در محیط تاکیونی بر Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » مقاله ها » محیط دوگانه ی انتشار

محیط دوگانه ی انتشار

* بسم الله الرحمن الرحیم *

فرمول اصلی “F x C^2 = E x a” تنها در این محیط و محیط های نسبیتی برقرار است. زیرا در محیط های کلاسیک انرژی نداریم و در محیط تاکیونی بر عکس کلاسیک نیرو نداریم.

 

اثراتی در این فرمول و محیط وجود دارد.

ابتدا این فرمول را اثبات می کنیم:

F = ma

E = mc^2

F x C^2 = E x a     è   F/a = E/C^2

m = F/a

m = E/C^2            è   m = m

طبق مدلی که در مقاله ی قبل بیان کردیم مقدار نیرو و انرژی در اثر گرانش یکسان است. یعنی در این محیط نیز همین گونه است. بنابراین:

 

g = F + E

(چون در این تئوری رابطه ای بین نیرو و انرژی وجود دارد پس می توان مجموع آنها را نیز داشت!)

همیشه باید به خاطر داشت که در DPP:

g = F + E = F x E

Because: g = F + E

g = mc^2 + ma

E = F   => g = 2mac^2

g = DPP = 2F x C^2 = 2E x a

E = mc^2

DPP = g = 2m x E/m x V/t

DPP = m x V x E / (d/V)

è DPP = g = m x V^2 x E / d

که رابطه ی بالا نتیجه ی اول در این محیط است.

اما ادامه ی اثبات: با توجه به اثبات فرمول های زیر داریم:

V= d/t => t = d/V => d = Vt

V = at

DPP = g = m x V^2 x E / d

=> ma x at^2 x E / d

=> F x V x t x E / d

=> F x d x E / d

=> DPP = g = F x E

è DPP = g = F x E = F + E

از نتیجه ی اول که بدست آمد می توان نتیجه ی دوم را نیز بدست آورد:

DPP = g = m x V^2 x E / d

m = F/a

DPP = F/a x V^2 x E / d

=> F x V^2 x E / a x d

DPP = m x (d/t)^2 x E / (a x d)

m x d^2 x E / a x d x t^2

m x d x E / a x t^2

V = at

DPP = m x d x E / V^2

d = Vt

DPP = m x V x t x E / V^2

DPP = m x t x E / V

DPP = F/a x t x E / V

DPP = F x t x E / a x V

V = at

DPP = F x t x E / a^2 x t

è DPP = g = F x E / a^2

و همینطور به  نتیجه ی سوم نیز می توان رسید:

DPP = g = F x E / a^2

=> ma x mc^2 / a^2

è DPP = g = m^2 x C^2 / a = m x E / a

و نتیجه ی چهارم:

DPP = m x E / a

a = F/m

=> m x E / (F/m)

è DPP = g = m^2 x E / F

و از همین روابط می توان اثبات نتایج قبلی را نیز داشت.

برای مثال اثبات نتیجه ی سوم:

 

DPP = g = m^2 x E / F

F = ma

=> DPP = m^2 x E / ma

è m x E / a

و اثبات نتیجه ی دوم:

 

DPP = m^2 x E / F

m = F/a

DPP = (F/a)^2 x E / F

=> F^2 x E / F x a^2

è F x E / a^2

که همین نتایج را می توان مستقیما از فرمول اصلی نیز بدست آورد:

 

F x C^2 = E x a

F = E x a / C^2

E= F x C^2 / a

DPP = F x E / a^2

DPP = g = (E x a / C^2) x (F x C^2 / a) / a^2

=> E x a x F x C^2 / a^3 x C^2

DPP = g = E x F / a^2   (Second result)             è

=> E x ma / a^2

E x m / a                      (Third result)  DDP = g = è

و اما عکس نتیجه ی اصلی را از ترکیب رابطه ی اصلی و نتیجه ی چهارم می توان بدست آورد:

این نتیجه بیان می دارد که اگر نسبت اصلی را به صورت عکس کنیم آنگاه با ضرب در نتیجه ی چهارم می توانیم آنرا نیز توجیه کنیم. یعنی عکس این قضایا نیز صادق می شود:

F x C^2 = E x a

=> DPP = m^2 x E / F

=>> [m^2 x (F x C^2 / a)] / (E x a / C^2)

=>>> m^2 x F x C^2 / E x a^2

E^2 x F / E x a^2

=> E^2 = m^2 x C^4

F x C^2 x m^2 x C^2 / E x a^2

DPP = m^2 x C^2 / a

=> (F x C^2 / E x a) x (m^2 x C^2 / a)

è DPP = g = (F x C^2 / E x a) x DPP

که رابطه ی بالا تنها در روابط عکس مصداق دارد. یعنی DPP اولی عکس خودش است اما DPP درون رابطه دقیقا خود آن است. رابطه ی میانی هم تقریبا نقش یک ثابت را بازی می کند.

البته در تمام موارد باید به یاد داشت که تنها دو مجهول انرژی و نیرو را می توان جایگزین نسبتی رابطه ی اصلی کرد.

رابطه ی اصلی همان نسبت F x C^2 = E x a می باشد.

 

برای مثال: اثبات نتیجه ی دوم:

DPP = E x F / a^2

=> F x C^2 = E x a

E = F x C^2 / a

F= E x a / C^2

(F x C^2 / a) x (E x a /C^2) / a^2

=> F x C^2 x E x a / a^3 x C^2

è DPP = g = E x F / a^2

اما اگر در این رابطه شتاب را نیز طبق نسبت اصلی جایگزین کنیم نتیجه اشتباه می شود.

 

این مسائل همه دید ترکیبی و کل نگری این تئوری را نشان می دهند که با تعیین محدوده می توان از هر راهی به یک جواب واحد رسید.

 

اما مسئله ی دیگر در مورد این محیط انتشار مقاومت ثانویه است.

 

هنگامیکه دو نیروی دافعه ی خلا و ماده به هم برخورد می کنند سه نیرو در این کنش نقش دارد. اول که نیروی دافعه ی خلا و دوم نیروی دافعه ی جرمی ماده و سوم نیروی مقاومت ثانویه.

نیروی میدان مغناطیسی از آنجا که بر مغناطیس تاثیر ندارد بر دافعه ی خلا نیز بی تاثیر است و از آنجا که عامل اصلی جاذبه دافعه ی خلا است پس بر جاذبه تاثیر ندارد.

نسبت جرم به دافعه ی خلا نسبت ثابتی است. برای مثال: (زمین و ماه):

 

Me/Mm = ge/gm

یعنی هرچه جرم بالاتر رود دفع خلا نیز بیشتر می شود و در نتیجه شتاب گرانشی نیز افزایش می یابد. اما باید در نظر داشت که دفع خلا بر همه چیز غلبه نمی کند.

هنگامیکه جرم بسیار بالا رود این جرم خواهد بود که دافعه ی بیشتری به خلا وارد می کند. که این پدیده یک سفید چاله را ایجاد می کند.

و انبساط جهان هم به این دلیل است.

البته در مقاله ی قبل هم گفته بودم که اگر جرم مرکز روزی کم شود تا آن حد که دیگر بر دافعه ی خلا غلبه نکند این انبساط جهان به انقباض تبدیل خواهد شد.

دلیل اصلی تشکیل سیاه چاله ها را می توان از اینجا نیز فهمید.

طبق نظریات قبل هنگامیکه ستاره تمام مواد خود را بسوزاند اگر جرم آن به اندازه ی کافی بزرگ باشد خود جاذبه ی ستاره بر آن غلبه ی کند و جرم را چروکیده می کند.

این اصلا درست نیست که بگوییم ستاره سوخت خود را بسوزاند و آنگاه جاذبه بر آن غلبه کند.

زیرا سوخت خود جرم است و جاذبه هم منشا جرمی دارد. اگر جرم کم شود خوب بالطبع جاذبه هم باید کم شود.

بنابراین ما دو عامل را در مواردی پیشنهاد می کنیم که:

 

الف) اگر جرم ستاره بسیار بزرگ بود:

به این دلیل که میدان مغناطیسی جاذبه دارد (در مقالات بعد بیشتر بررسی می کنیم) و بهتر آنکه نیرویش رو به داخل است باعث فشردگی آن شود. زیرا آن میدان جرم بزرگی را جمع کرده بوده و این بدان معناست که میدان خیلی قوی ای دارد.

 

ب) اگر جرم ستاره کوچک بود:

اگر با این حالت سیاه چاله ای ایجاد شد این بدان معناست که دافعه ی جرمی کاهش یافته و به همین دلیل دافعه ی خلا بر آن غلبه کرده است.

این مورد حتی در ستارگان بزرگ نیز صادق است. البته اگر ستارگان بسیار بزرگ باشند و بهتر اگر یک سفید چاله سیاه چاله شد بیشتر باید از مورد اول اثبات کرد و اگر نه دفع خلا برای چروکیدگی کافی است.

 

اما در صورتی که ستاره سوخت خود را بسوزاند و همین طور باقی بماند:

 

این بعید است که بعد از سوختن کامل چنین پدیده ای رخ دهد مگر آنکه جرم ستاره به حدی باشد (بعد از سوختن) که با دفع خلا متناسب دفع کند.

اگر چنین پدیده ای رخ داد می توان پیش بینی کرد که نسبت به سوختن آن ستاره در گذشته سیارات منظومه ای از آن با چه سرعتی منبسط می شدند.

در واقع ستاره نوعی از خاصیت یک سفید چاله را داشته است.

 

بهتر است برگردیم به اثرات جاذبه و مقاومت ثانویه:

 

گفتیم که سه نیرو به هنگام دفع ماده و خلا (پارادوکس عام) بوجود می آید.

نیروی سوم نیرویی به صورت مقاومت و مستثنا از مقاومت هوا است.

 

اثبات این پدیده ی انتشار کمی مشکل است ولی بهترین اثبات این است که:

 

هنگامیکه دو نیرو به صورت عمودی بر جرم وارد می شوند در واقع یک میدان مجازی بر روی آن تشکیل می دهند.از آنجا که نیروی وارده از پایین در واقع از ماده کمتر است جرم باید با آن نسبت اختلاف نیرویی همراه با کجی متناسب به دور خود حرکت وضعی کند.

اما می دانیم که شتاب گرانشی زمین شتاب دفع خلا نیست. بنابراین مقداری از نیرو در این کنش باید شکسته شود. هم از نیروی دفع ماده و هم نیروی دفع خلا.

بنابراین نیرو به صورت افقی با اختلاف زاویه ای قائم از نیروی اولیه شکسته می شود. اما این نیرو به صورت الحاقی نیست بلکه به صورت مقاوت است.

و شاید بتوان گفت که بزرگترین اثر آن جلوگیری از چرخش وضعی نام برده است.

 

این نیرو خود اثرات و روابطی دارد که از اصلی ترین آنها می توان نمونه های زیر را نام برد: (فرمول های تجربی):

 

۱): مقاومت ثانویه:

ε = τ – (w + η) => ε = -۳τ –η +w        (ε unit: σ “Sigma”)

 ۲): دفع خلا:

η = w – (τ + ε) => η = -۳w –τ +ε        (η unit: Kg / s۲)

۳(: مقاومت هوا:

τ = ε – (w + η) => τ = -۳ε –η +w        (τ unit: n% of energy)

۴) نیروی وزن:

w = η – (ε +τ) => w = -3η –τ +ε         (w unit: Kg / s۲)

۵) واحد مقاومت ثانویه:

 

تابع از قوانین شتاب مطلق (بعدا بررسی می کنیم) می باشد و شامل ادغام نیرو در شتاب و مجموع نیرو در شتاب که باعث شتاب مطلق می شود.

فرمول اول ادغام است که تنها برای اثرات در راستای افق می باشد. این نوع از مقاومت ثانویه در پارادوکس خاص و بین یک محیط تاکیونی و خلا است.

اما نوع مجموع در تمام جهات و در پارادوکس عام است.

لازم است که بگوییم در پارادوکس خاص گاهی دفع خلا در محدوده ی محیط دوگانه ی انتشار نیست و به دلیل اثر تاکیونی با سرعت مجذور و یا بیشتر ممکن است آنرا دفع کند.

 

شتاب مطلق مجموع:

شتاب مطلق ادغام شده:

 

فرمول های بیشتر مقاومت ثانویه را در مقاله ی بعد بررسی می کنیم.

بعد از آن بیشتر به مسائل نجومی از قبیل سیاه چاله ها و ستارگان دنباله دار – مگنتوپاوز (مغناطیس سپهر) اجرام – امواج نور و تاکیونی و تشکیل میادین مغناطیسی می پردازیم.

درباره نویسنده

تعداد نوشته ها : 1119

ارسال یک دیدگاه

بازگشت به بالا